Thursday, January 19, 2012

این عکس است که می‌ماند - 92

2 comments:

  1. بلاگ بی نهایت جالبی داری...من همیشه از دیدن عکسهای خانوادگی سر ذوق اومدم...یه زیبایی ظریفی دارن..آدمهاش زنده هستن..و چه نقاشیهای عجیبی هستن...من از هیجان انگیزترین کارها بود برام وقتی که پدرم می داد دوربینو که من عکس بگیرم بعد حواسم بود که فیلمها رو حروم نکنم... اون موقع ها صدای باز و بسته شدن شاتر واقعا یه لحظه ای بود برای خودش..و در عین حال هنوز عکس مال آلبوم بود، یه چیز عمومی نبود... هنوز عمه و عمو و دایی آدم از توی فیس بوک یاد نگرفته بودن موقع عکس یه طوری بشیین که سه رخ بشه و لبخند ملیح بزنن... تو این عکسها چه اونها که راحت بودن، چه اونها که هجوم دوربین رو صورتشون معلومه دیدنی هستن.
    یه مادربزرگی من داشتم که اتفاقا به معنی واقعی آدم مدرنی بود ، اما ذوق داشت..تو خونه که تنها بود عکسهارو دوره می کرد اینقدر که آلبومهاش واقعا کهنه و داغون بود، همیشه می گفت این دوربینهای جدید اصلا عکسشون به "درد" نمی خوره...حالا که دور شدم از همه، میفهمم که واقعا اگر دلتنگی درد باشه،چقدر یه عکس چسبناک بهش می خوره و امان از عکس دیجیتال!این واقعا بیشتر از نوستالژی های آبگوشتی محسوسه
    کامنت طولانی شد..گفتم که سر ذوق اومدم!
    ممنون

    ReplyDelete
  2. از وقتی دوربین دیجیتالی شد و حروم شدن فیلم دیگه مهم نبود اینطوری شد
    :*

    ReplyDelete